تصور عمومي آنان از ينگهدنيا (لنگهٴ زمين) بطليموسي يكباره متروك و منسوخ گشت. گزاف نيست اگر بگوييم اين هيئتها عصر جديدي در تاريخ جغرافيا گشودند. از اين گذشته، اين سفرها، صرفنظر از نتايجشان، كارهايي كاملاً قهرمانانه بودند.
5. مسلمانان شرقي. بزرگترين جغرافيدان عصر قبلي، يك مسلمان غربي، يعني ادريسي از اسپانيا، و بزرگترين جغرافيدان اين عصر، يك شرقي به نام ياقوت بود. اصل ياقوت يوناني [رومي] بود، ولي او در ميان مسلمانان تربيت شد. به راستي شگفتانگيز است كه برجستهترين يوناني اين عصر بر اثر شرايط و احوال زمانه مسلمان شد! ياقوت از كرانههاي شام تا مرو سفرهاي زيادي كرد، ولي در مقام جهانگرد شهرت كمتري دارد تا دايرةالمعارفنويس جغرافي.
سفر براي حج يك فريضه بود و سفر ((في طلب العلم))، فريضهٴ ثانوي، وسيلهاي براي كسب فضايل، و يكي از وسايل اشتغال آنان؛ وسعت و تنوع كشورهاي عربيزبان، دانشجويان مسافر را در هرسن و سالي تشويق ميكرد تا از جايي به جايي بروند. از سوي ديگر، وقتي مسلمانان مناطق وسيعي را تصرف كردند و مستعمرهٴ خويش ساختند، دريافتند كه براي ادامهٴ استيلاي خويش به معلومات جغرافيايي نيازمندند. بهخاطر يك چنين نيازهاي سياسي بود كه در سدههاي نهم و دهم، كتابهاي المسالك و الممالك پديد آمد (
¿ ج 1). اينها از محصولات جنبي سازمان بَريد، ديوان خراج، و سازمانهاي اطلاعاتي دولتها بود. بعدها، كه چنين معلوماتي گرد آمد، و هر قسمت از قلمرو اسلامي با ديگر نقاط دور و نزديك تماسهاي بيشتري پيدا كرد، آنان كه موٴمنتر بودند حج به جاي ميآوردند و نه فقط ديدههاي خود، بلكه آنچه را هم كه از حجاج نقاط ديگر ميشنيدند، با خود به ارمغان ميآوردند، و بديهي است كه اين كار نياز به دايرةالمعارفهاي جغرافيايي را بيشتر ميكرد. قبلاً از اينگونه تأليفات سخن گفتهايم، كه دو تا از مهمترينشان
مُرُوجالذّهب مسعودي و الكتاب الروجاري ادريسي بود. مُعْجَمالبُلْدان ياقوت هم در 1228، با همان شيوهٴ دايرةالمعارفي ولي به ترتيب الفبايي تأليف شد. معجم
با اين كه با مُرُوجالذّهب و الروجاي تفاوت زيادي داشت بايد در مقام يكي از بزرگترين آثار جغرافيايي، نه فقط اسلامي بلكه قرون وسطايي، در كنار آنها قرار گيرد. اين واژهنامهٴ جغرافيايي، كتابي به دنبال داشت كه در آن از كليات جغرافيا از هر نظر بحث شده بود.
يك تأليف شرقي ديگر، كه داراي زمينهاي خيلي محدودتر بود ولي به خاطر اصالتش اهميت زيادي داشت،
كتاب الافادة والاعتبار عبداللطيف بغدادي دربارهٴ توصيف مصر بود كه ظاهراً در اوايل سده، تأليف شد.
6. مسلمانان غربي. فعاليت جغرافيايي مسلمانان غربي نسبتاً ناچيز بود. رسالهٴ بزرگ نجومي حسن مراكشي حاوي طول و عرض جغرافيايي 135 محل است، كه بخشي از آن مبتني بر رصدهاي شخصي خود اوست. هرچند ابن بيطار اساساً گياهشناس بود، سفرهاي زيادي از